انواع باورهای انسان 

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم؟

درباره باورهای انسان بسیار صحبت کرده‌ایم. باور تکرار چندین باره یک فکر است. وقتی که یک فکر یا اگر بخواهیم درست‌تر بگوییم یک ارتعاش چندین بار تکرار می‌شود و به صورت یک الگوی ذهنی در می‌آید و یک باور را در ذهن انسان شکل می‌دهد.

باورهای انسان از همان دوران کودکی در ذهن انسان شکل می‌گیرند و با گذشت زمان و تکرار مجدد، قوی‌تر و قدرتمند‌تر می‌شوند.

 

  • باورهای نیروبخش

این باورها باعث می‌شوند که انسان به سمت اهدافش حرکت کند و به موفقیت برسد. به طور کلی باورهای نیروبخش، موتور حرکت انسان به سمت اهدافش می‌باشند.

باورهای نیروبخش به انسان کمک می‌کنند که با قدرت تمام حرکت کند و به قدرت و نیروی درونی خود اعتماد کند و در نهایت به اهدافش برسد.

  • باورهای محدودکننده

اما نوع دیگری از باورها وجود دارند که باعث می‌شوند افراد علی‌رغم توانایی‌هایی که دارند، نتوانند به سوی اهدافشان حرکت کنند. این نوع باورها مانند زنجیر عمل می کنند و دست و پای انسان را می‌بندند و اجازه نمی‌دهند که انسان با قدرت به سمت اهدافش به پیش برود.

 طبقه‌بندی دیگری وجود دارد که باورها را به سه بخش تقسیم می‌کند.

  • باورهای علت و معلولی

احتمالا با قانون علت و معلول آشنا هستید. قانون علت و معلول می‌گوید که برای هر معلولی علتی وجود دارد. شما شاید باورهایی درباره علت به وجود آمدن چیزی داشته باشید.

چه چیزی باعث موفقیت می‌باشد.

چه چیز باعث می‌شود که یک انسان خلاق باشد.

چه چیز باعث می‌شود که یک انسان همیشه به نتایج نامطلوب برسد؟

چه چیزی باعث می‌شود که یک شخص پرخوری کند؟

چه چیزی باعث می‌شود که یک فرد به مواد مخدر معتاد شود؟

چه چیزی باعث می‌شود که یک شخص رژیم غذایی خود را بشکند؟

اگر به این سؤال‌ها پاسخ دهید، پاسخ شما باور شما را بیان می‌کند. به طور مثال شاید بگویید، چون آن شخص به درستی تلاش نمی‌کند به همین دلیل همیشه به نتایج نامطلوب می‌رسد.

  • باورهای معنایی

نوع دیگری از باورها در این دسته‌بندی باورهایی هستند که معنی اتفاقات را بیان می کنند.

به مثال‌های زیر توجه کنید:

اگر موفق نمی‌شوم معنی آن چیست؟

اگر بیشتر افراد هدف ندارند، معنی آن چیست؟

اگر بیمار هستید معنی آن چیست؟

مثلا اگر موفق نمی‌شوید معنی آن این است که شما فرد ضعیفی هستید که به هیچ دردی نمی‌خورید یا اینکه به این معنی است که استراتژی شما برای رسیدن به هدف استراتژی قدرتمندی نیست.

  • باورهای هویتی

نوع سوم باورها در این طبقه‌بندی باورهای هویتی است. این نوع باورها شامل باورهای علی و باورهای معنایی و حد و مرزهای آن ها می‌باشد.

به مثال‌های زیر دقت کنید

چه چیز باعث می‌شود که شما موفق شوید؟

چه چیز باعث می‌شود که شما اقدام کنید؟

رفتارهای شما به چه معنی است؟ حد‌ و‌ مرزها و محدودیت‌های شخصی شما چیست؟

این باورها به هویت شما مربوط می‌شوند. اگر این نوع باورها را تغییر دهید به نوعی هویت‌تان را تغییر می‌دهید، یعنی به فرد دیگری تبدیل می‌شوید.

به چند مثال درباره باورهای هویتی که انسان را محدود می‌کنند توجه کنید.

من آدمی هستم که همیشه شکست می‌خوردم

من شایستگی موفق شدن را ندارم

من برای اینکه به یک چیز برسم، چیزهایی را از دست می‌دهم.

گاهی اوقات باورهای هویتی انسان باعث می‌شوند که انسان نتواند تغییر‌کند. باورهای هویتی مانند سیمان به ذهن انسان می چسبند و به راحتی تغییر نمی‌کنند.

اگر بخواهیم باورهای هویتی را با ترس‌های بیمارگونه مقایسه کنیم باید بگوییم که ترس‌های بیمارگونه با هویت انسان متناسب نیستند و به همین دلیل زود تغییر می ‌کنند.

زمانی که ریچارد بندلر روی یک خلبانی کار می‌کرد که فوبیای ارتفاع داشت، چون این فوبی با هویت او سازگاری نداشت، او به راحتی تغییر کرد.

این سه نوع باور به نوعی دیگر طبقه بندی شده‌اند. اما خود این باورها هم می‌توانند به باورهای محدودکننده و باورهای نیروبخش تقسیم می‌شوند.

یعنی خود این باورها هستند که به انواع باورهای محدودکننده و نیروبخش تقسیم می شوند. برخی از این باورها آنقدر محکم و قدرتمند هستند که به راحتی تغییر نمی‌کنند. این نکته به این معنی نیست که این نوع باورها به هیچ عنوان نمی‌توانند تغییر کنند.

باورهای انسان از همان شروع زندگی در وجود انسان شکل می‌گیرند و با تکرار شدن آنها قوی‌تر و قدرتمند‌تر می‌شوند. هرچقدر باورهای ما قدرتمندتر باشند تأثیرات قدرتمندتری در زندگی ما می‌گذارند.

اما اگر تصمیم گرفته‌اید که باورهای مخرب و محدودکننده خود را کنار بگذارید به شما تبریک می‌گوییم. شما در پی تغییر هستید.

اگر باورهای محدودکننده شما باعث می‌شوند که نتوانید به نتایج مطلوب خود برسید، خبر خوبی برایتان داریم، شما می‌توانید با روشهای متفاوتی باورهای محدودکننده خود را تغییر دهید و به جای آن‌ها باورهای نیروبخشی جایگزین کنید.

تغییر باورها هرچند ساده نیست، اما امکانپذیر است. یادتان باشد  اگر با همان باورهای قدیمی و مخرب زندگی کنید به همان نتایج نامطلوبی می‌رسید که قبلا رسیده‌اید.

اگر آن نتایج را دوست دارید، خوب شما هنوز آمادگی تغییر ندارید، اما اگر نتایج قبلی را دوست ندارید به شما پیشنهاد می‌کنیم ادامه مقاله را مطالعه کنید.

حال که تصمیم گرفتید باورهای مخرب خود را تغییر دهید می‌توانید از اهرمهای رنج و لذت برای این کار استفاده کنید.

هرکاری که انسان انجام می‌دهد به این دلیل است که از رنج‌ها فاصله بگیرد و به سوی لذت‌ها حرکت کند. دلیل رفتارهای انسان این است که از رنج‌ها فرار کند و به سمت لذت‌ها حرکت کند.

می‌توان از اهرم‌های رنج و لذت استفاده کرد و باورهای مخرب را تغییر داد.

استفاده از اهرم‌های رنج و لذت برای ایجاد تغییر

قدم اول:

ده باوری را که جلوی پیشرفت شما را می‌گیرند و شما را محدود می‌کنند را بنویسید. روبروی هر باور دو ستون بکشید.

قدم دوم:

بالای ستون اول بنویسد که اگر این باور را تغییر دهید چه لذت‌هایی نصیب شما خواهند شد.

قدم سوم:

در بالای ستون دوم بنویسید که اگر این باور را تغییر ندهید، باید چه رنج‌هایی را تحمل کنید. سعی کنید برای هر کدام حدودا ۱۰ دلیل بنویسد. اگر این باور را تغییر ندهید باید چه رنج‌هایی را تحمل کنید و اگر این باور را تغییر دهید چه لذت‌هایی را به دست می آورید.

اگر این تمرین را انجام دهید ذهن شما با دیدن رنج‌ها و لذت‌ها کم‌کم به این نتیجه می رسد که این باور را تغییر دهد. چون ذهن انسان از رنج‌ها فرار می‌کند پس تمام تلاش خود را می‌کند تا این باور را تغییر دهد تا از رنج‌های داشتن آن باور آزاد شده و به لذت رسیدن به رهایی از آن باور برسد.

ان ال پی بیان می‌کند که اگر ذهن به این نتیجه برسد که باید تغییر کند قطعا این کار را انجام می‌دهد. اهرم‌های رنج  لذت باعث انجام کارهای انسان می‌شود.

پس می‌توانیم از این اهرم‌ها استفاده کنیم و ذهن را به سمتی هدایت کنیم که به این نتیجه برسد که باید تغییر کند تا به لذت برسد.

هدف  اصلی ذهن ناخودآگاه چیست؟

همه هدف ذهن ناخودآگاه این است که رفاه و آسایش و امنیت انسان را تأمین کند. گاهی اوقات ذهن به دلیل ساده لوح بودن اشتباه می‌کند. ذهن می‌خواهد امنیت، رفاه و آسایش انسان را تأمین کند، اما روش درستی را برای این کار انتخاب نمی‌کند.

ذهن باورهای محدود‌کننده را انتخاب می‌کند تا به هدف خود که رساندن انسان به امنیت، رفاه و آسایش است، برسد. اما این انتخاب علی‌رغم هدف ذهن ناخودآگاه به انسان آسیب می‌رساند.

ذهن ناخودآگاه انسان به دلیل اینکه می‌خواهد به منظور مفید خود دست پیدا کند دچار اشتباهات بزرگی می‌شود. ساخته‌شدن باورهای مخرب و محدودکننده یکی از آن اشتباهات است.

همانطور که ذهن دوست دارد انسان را امنیت و آسایش و رفاه برساند، اگر بداند که راهش را اشتباه انتخاب کرده است، بلافاصله به این راه پایان می‌دهد. یعنی باور مخرب را تغییر می‌دهد و باور دیگری را جایگزین آن می‌کند.

چرا افراد باورهای مخرب خود را تغییر نمی دهند؟

۱- درد و رنج حاصل از شرایط کنونی به جایی برسد که فرد دیگر نتواند تحمل کند

۲- انسان از جایگاه دیگری به مسأله خود نگاه کند

۳- انسان بداند که بعد از تغییر به کجا خواهد رسید

اگر این سه شرط برقرار شود، انسان تصمیم می‌گیرد که تغییر کند. اگر یکی این سه شرط برقرار نشود انسان تغییر نخواهد کرد. در رابطه با تغییر باورها هم همین شرایط برقرار است.

یعنی انسان بداند که چرا باید باور خود را تغییر دهد و باور قبلی آنقدر رنج‌آور باشد که شخص تصمیم به تغییر باور بگیرد و اینکه بداند چه باوری را جایگزین باور مخرب قبلی کند.

در این صورت ذهن ناخودآگاه انسان به این نتیجه می‌رسد که باور قدیمی و به درد‌نخور را تغییر دهد و باور نیروبخش و قدرتمند را جایگزین آن کند.

 نتیجه:

در این مقاله به این سؤال که چگونه باورهای خود را تغییر دهیم؟ تا حدودی پاسخ دادیم. برای اینکه بدانیم چگونه باورهای خود را تغییر دهیم؟ نخستین قدم این بود که باورهای محدودکننده خود را بشناسیم و آنها را بنویسم.

ما برای تغییر باور از اهرمهای رنج و لذت استفاده کردیم. گفتیم که تمام رفتارهای انسان برای رسیدن به لذت و یا فرار از رنج ها است.

گفتیم برای تغییر باور بهتر است از اهرم‌های رنج و لذت استفاده کنیم. یعنی در ذهن خود رنج‌ها را به باورهای کهنه و قدیمی و لذت‌ها را به باورهای جدید ربط دهیم.

اگر این کار را انجام دهیم ذهن ما خود به خود به این نتیجه می‌رسد که از باورهای قدیمی و به درد نخور دست‌بردارد و باورهای جدید را جایگزین آنها کند.

 

پیشنهاد ویژه: اگر به کسب درآمد میلیونی از تلگرام علاقمند هستید کافیست روی جمله ” کسب درآمد از تلگرام ” کلیک کنید.

پاسخ دهید